روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

74

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

مسكون رسيديم كه « مامبر » « 1 » نام داشت . اما در سراسر روز بعد ، بواسطهء نامساعد بودن هوا در آنجا مانديم . ديگر تنگهء داردانل در برابر ما پديدار گشته بود . اما جمعهء بعد باد مساعدى وزيد و هنگام غروب داخل تنگه شديم . مدخل تنگه چنان تنگست كه پهنايش از هشت ميل * تجاوز نميكند و در سمت راست سرزمين تركان قرار دارد . در اينجا در نقطهء دخول در كنار دريا بر فراز تپه‌اى بلند ، دژى است عظيم و دهى در پاى آن كه بسيار بزرگ است . ديوارهاى دژ در حال ويرانى و فرو ريختن است و دروازهء آن همواره باز است . زيرا چنان كه روايت ميكنند ، در حدود يكسال و نيم پيش هشت كشتى بزرگ متعلق به مردم ژن باينجا آمد و آن دژ را ( از تركان ) با يك حمله گرفتند و بباد غارت دادند . اين محل بنام منتها اليه يا پايان راهها * موسوم است . در روزگار باستان كه يونانيان براى شهر بندان و ويران ساختن تروا آمدند در اين نقطه اردو زدند . در همين نقطه سنگرهاى بزرگى كندند تا حد فاصلى بين آنان و مردم تروا باشد . چون ميترسيدند تا مبادا مردم تروا حمله كنند و كشتيهاى آنها را منهدم سازند ، اين سنگرها ظاهرا سه رديف است كه يكى پشت ديگرى كنده شده است . در جانب چپ مدخل تنگهء داردانل و در سرزمين اصلى يونان ، يعنى برابر دژى كه هم‌اكنون از آن نام برديم و در سمت راست دژ ديگرى كه به ارمنيان تعلق دارد ، دژ ديگرى است بر فراز تپه‌اى نزديك ساحل دريا بنام ختا * اين دژها همه به نظر ما براى آن ساخته شده‌اند تا مدخل داردانل را حفاظت كنند . سپس در اندك فاصله در جانب سرزمين تركان دو برج عظيم ظاهر شد كه در پاى آنها چند خانه وجود داشت . اين محل بنام « دوبك » « 2 » معروف است . گويند كه در روزگار باستان شهر تروا همهء اين قسمت و حوالى آن تا دماغهء سن مارى را كه از آن سخن گفتيم در ميان گرفته بود . اين مساحت بالغ بر شصت ميل مىشود . همان روز بهنگام غروب آفتاب كشتى ما مجاور برجى رسيد

--> ( 1 ) - Mambre ( 2 ) - Dubeque